ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
47
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
گويند : از على ( ع ) روايت شده كه گفته است پدرم به من گفت : پسر جان ملازم و همراه پسر عمويت باش كه در پناه او از همه گرفتارى حال و آينده - اين جهانى و آن جهانى - به سلامت خواهى ماند ، و سپس اين ابيات را براى من خواند : همانا وثيقه و اعتماد در پيوستن به محمد است ، در مصاحبت با او استوار باش . از اشعار ديگر ابو طالب كه با همين معنى مناسبت دارد اين شعر اوست : همانا على و جعفر در پيشامدها و گرفتاريهاى روزگار مورد اعتماد منند ، كوتاهى مكنيد ، پسر عموى خود را كه پسر برادر پدرى و مادرى من است يارى دهيد ، به خدا سوگند كه من از يارى پيامبر ( ص ) خوددارى نمى كنم و هيچيك از پسران و الا تبارم از يارى او خوددارى نمى كند . مى گويند : روايت شده است كه چون ابو طالب درگذشت ، على ( ع ) به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مرگ پدر را به اطلاع آن حضرت رساند . پيامبر ( ص ) سخت افسرده و اندوهگين شد و فرمود : برو خودت او را غسل بده و چون او را بر تابوت نهاديد مرا آگاه كن . على چنان كرد . پيامبر ( ص ) هنگامى رسيد كه جنازهء ابو طالب بر دوش مردان برده مى شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : اى عمو جان پيوند خويشاوندى را رعايت كردى و پاداش پسنديده داده خواهى شد و همانا كه مرا در كودكى پرورش دادى و كفالت فرمودى و در بزرگى يارى دادى و همكارى كردى . آنگاه تا كنار گور جنازه را تشييع فرمود و كنار جسد ايستاد و گفت : همانا به خدا سوگند براى تو چنان آمرزش خواهى و شفاعتى خواهم كرد كه آدمى و پرى از آن شگفت كنند . اماميه مى گويند : براى مسلمان جايز نيست كه عهدهدار غسل كافر شود و براى پيامبر ( ص ) هم جايز نيست كه براى كافر ترحم آورد و دعاى خير كند و او را به آمرزش خواهى و شفاعت وعده دهد . و على ( ع ) از اين جهت عهدهدار غسل ابو طالب شده است كه طالب و عقيل هنوز مسلمان نشده بودند و جعفر هم در حبشه بود و هنوز نماز گزاردن بر جنازهها واجب نشده بود و رسول خدا ( ص ) بر جنازه خديجه هم نماز نگزارد ، بلكه مراسم عبادت از تشييع و رقت و دعا كردن بوده است . گويند : و از اشعار ابو طالب كه خطاب به برادر خود حمزه ، كه كنيهاش ابويعلى بوده ، سروده است اين ابيات است :